دل نوشته
كسي كه تو حرفاش زياد ميگه بيخيال... بيشتر از همه فكر و خيال داره.... فقط ديگه حوصله ي بحث نداره....
اسپانیایی ها میگن : عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است ! ایتالیایی ها میگن: عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود!! مدت زیادی از زمان ازدواجشان می گذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیب های خاص خودش را داشت. زن که گله های بسیاری داشت بدون اینکه سرخود را بلند کند، شروع کرد به نوشتن.
همه میگفتن : عشقت داره بهت خیانت میکنــــــــــــــــه !
دوست داشتن بعضیا لیاقت نمیخواد
وقتی خسته ام در این دلتنگی ها آنان که پاره هایی از روح خود را برای التیام به دیگران می بخشند از همه بیشتر به خدا شبیه اند... خداوندا! ديشب باران قرار با پنجره داشت... اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه
یک روز زن که از ساعت های زیاد کار شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می دید، زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش، با کاغذ و قلمی در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می شود را بنویسید و در مورد آن ها بحث و تبادل نظر کنند.
مرد پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسر، نوشتن را آغاز کرد.
یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذ ها را رد وبدل کردند. مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند…
اما زن با دیدن کاغذ شوهر، خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد.
شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود: ”دوستت دارم عزیزم”.
مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟
زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…
مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.
سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.
مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟
زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!
گفتم : میدونــــــــــــــــم
گفتن : این یعنی دوست نــــــــــــــــداره !
گفتم: میدونــــــــــــــــم
گفتن : یه روز میزاره میره تنها میشــــــــــــــــی !
گفتم : میدونــــــــــــــــم
گفتن : پس چرا ولش نمیکنــــــــــــــــی ؟!
گفتم :
.
.
.
.
.
این تنها چیزیه که نمیدونــــــــــــــــم
مثل سوزن نخ کردن اعصاب میخواااااد....
وقتی کلافه ام.....وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غرورت را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
زورم به تنها چیزی که می رسد
این بغض لعنتی ست ...
مخاطب خاص من شما هستید!
چرا که من هرچه برای "او" نوشتم ...
خواند و خندید و باورنکرد!!!
مخاطب های امروزی را
هر چی بیشتر "خاص" کنی
"بی خاصیت تر" میشوند
جاي سوره اي به نام "عشق" در قرآن تو خالييست
كه اينگونه آغاز شود
...وقسم به روزي كه دلت را ميشكند و جز خدايت مرحمي نخواهي يافت!...

روبوسي آبدار با پنجره داشت...
يكريز به گوش پنجره پچ پچ كرد...
چك چك...چك چك...چكار با پنجره داشت؟؟؟!!!

| Power By:
LoxBlog.Com |